تبليغاتX
رد پای نور s
 

رد پای نور

خدایامن درکلبه فقیرانه خویش چیزی دارم که تودرعرش کبریای خودنداری من چون تویی دارم وتو چون خود نداری.





کجایی؟

کجایی ای خورشی پنهان؟آسمان بی تو یک تکه ابر افسرده است.

زمین بی تو یک تکه خاک کهنه است،کجایی که بی تو چشم هایمان بی نور است!


        بیا که باز مرا بیقرار خواهی کرد                      به یک اشاره زمین را بهار خواهی کرد
          کمان و تیر بگیروبه کوی عشق بیا                   عقاب کوه احد را شکارخواهی کرد
          سکوت می شکند تکسوار وادی عشق           چنانکه در دل صحرا غبار خواهی کرد
          هر آنچه موعظه کردم دلم مهار نشد               بگو برای دل من چه کار خواهی کرد
          تورا به هرچه قسم آتش غزل بنشین               که رازهای مرا آشکار خواهی کرد

 اللهم عجل لولیک الفرج

| لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387;ساعت 16:35;  توسط منتظر ظهور; 
یکی از دوردست می آید

یکی از دوردست ها می آید،از میان شهر عشق،ازمیان تلالوهای نوازشگر خورشید، یکی برتر از همه می آید.فقط کافی است محکم باشیم،محکم تر از هر کوهی وصبو تر از یک خسته جامانده از قافله،آنگاه به وجود او بیش از همیشه اطمینان پیدا خواهیم کرد.

عاشقتم اِي خدا

ا ي تو ا ي فاصله تمام لحظه ها اي تو ا ي خالق تمام خوبيها اي تو که با تمام نديدن

قابل وصفي و با تمام فصل ها با تمام رنگها وتمام فاصله ها ونزديکي هاميتوان تو را

ديد.چرا چرا چرا ؟مرا اينقدر در خودت رها کردي چرا با تمام خوبيهايت مرا از لمس

وجودت و لمس حضورت نا توان کردي اي بخشندهء مهربان که لطف حضورت شادي

 مرا صد چندان ميکند. پس هميشه با من باش که من بدون تو هيچم از ژرفاي خيال

 من مرو تو را به اشک ماهيان دريا قسم ميدهم ات هميشه با من و در کنارم بمان

در وقت تنهايي در ميان شادي و نگراني و غم وقتي تصميم براي کمک دارم بامن بمان

وقتي در خيال به ساحل دريا قدم مي نهم در جنگل و صحرا همان که خودت آفريدي

با من باش راز و نياز شبانه روزي من ای خدای مهربان من.

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387;ساعت 22:40;  توسط منتظر ظهور; 
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان